|
بازاین چه شورش است که درخلق آدم است ..
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 0:15  توسط پژوهشگر
|
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 9:55  توسط پژوهشگر
|
علم عزاداری عَلم یا جریده یکی از وسیلههای نمادین بکار رفته در آیین سوگواری عاشورا در میان شیعیان است. این وسیله معمولاً چوبی بلندی به ارتفاع پنج شش متر که سر آن پنجهای برنجین میگذارند و پارچههای رنگین قیمتی به چوب میبندند. علم از فلز ساخته شده، توسط علم دار حمل میشود. علم معمولاً در پیشاپیش صف سوگواران حرکت داده میشود. علمهای قدیمی تر معمولاً پایهای دارند که واژههای دینی بر روی آن برنگاشته شده است و دو اژدها با دهان باز از آن پاسداری میکنند. گاهی پهنای علمها به ۳ متر هم میرسد و غالباً ۱۱ زبانه دارد که زبانه میانی بزرگ تر از بقیه میباشد. حد فاصل زبانهها را هم با اشیاء فلزی که به شکل کبوتر و طاووس و لاله و گنبد و بارگاه و ... ساخته شده بود، پر میکردند. به کسی که علم را با خود حمل میکند، علمکِش میگویند. این شخص پایه علم را که از چوب ساخته شده، داخل بند تسمهای که به کمر و شانه خود بسته، قرار میدهد و با آن حرکت میکند. علم و لواء از وسائلی است که در جنگها از اهمیت اساسی برخوردار بود. البته بین علم و لواء تفاوتهایی وجود داشته است و از نظر اهمیت هم درجه بندی شده اند. علم صفحات شمال با علم قسمتهای مرکزی ایران اختلاف دارد. در زمان شاه عباس بزرگ برگزاری مراسم عزاداری و روضه خوانیها قدغن بود، ولی در زمان شاه عباس دوم برگزاری مراسم عزاداری آزاد شد. علم هم در آغاز جزئی از لوازم جنگ به شمار میآمده، ولی از هنگامی که به تشریفات عزاداری راه پیدا کرد، تغییراتی در آن به وجود آمد و به این صورتی که امروزه ما مشاهده میکنیم درآمد.( اصل علم هم گویا از مشهد بوده است)و مردم قم از آنها اقتباس کرده اند. البته علمهایی به این صورت هنوز هم وجود دارد. قدیمیترین علمهای ایرانی در موزه توپکاپی استانبول نگهداری میشود. شاید این علم ها که نمونهای از علامت و نشان قبایل مختلف ایرانی است در عصر حکومت ترکمنهای آق قویونلو و قره قویونلو وجود داشته و دستههای سیاسی و مذهبی از آنها استفاده میکرده اند. این علمها از غنایم جنگی است و پس از تصرف شهر تبریز توسط سپاهیان عثمانی، شاه سلیم آنها را به استانبول منتقل کرد که پس از رواج تشیع در زمان شاه اسماعیل مورد استفاده دستهها قرار میگرفت، از صفحهای آهن به صورت تیغهای باریک و بلند ساخته میشد. در راس آن علامت و نشان سنتی و قومی قبیله و در شیعه مذهبان نام الله یا نام الله و محمد و علی و یا نام الله و پنج تن نقره کاری(نقره کوبی) یا کنده کاری میشد. تیغه باریک و بلند آهنین با صفحهای مدور و بزرگتر در انتهای تیغه که دارای قابی از فلز بود خاتمه مییافت. دور این قاب را با سرهای اژدها که از هنرهای چینی و ژاپنی اقتباس شده بود، میآراستند. تصویر این علمها در مینیاتورهای قرن ۱۵ میلادی هم دیده میشود. این علمها برروی دستهای چوبی یا فلزی قرار میگرفت و پیشاپیش دستهها حمل میشد. در سالهای بعد، بخصوص در دوران زندیان و قاجاریه، تزئینات دیگری به علمهای دسته اضافه شد و عزاداران مذهبی در ایام سوگواری یا بزرگداشت و تشریفات دیگر آنها را به کار میبرند. علم را پیشاپیش صف سوگواران حرکت میدهند، علمهای قدیمیتر معمولاً پایهای دارند که کلمات مذهبی بر روی آن منقوش است و دو اژدها با دهان باز از آن حفاظت میکنند و صورت آنها نیز سوراخ شده است. برخی علمها نگاره طاووس، پرنده، چهار گلدان و یک جفت طوطی در دو طرف علم دارد. گاه دو شمعدان به میلهای که قاب بر آن تکیه دارد متصل است. شکل علامتها و سرعلمهای عزاداری امام حسین (ع) به صورت نقش تجریدی درخت سرو (سرو سرخمیده) است که در دو طرف آن نقش طاووس قرار گرفته و از لابه لای آن سرهای اژدها بیرون آمده است.در هنر ایران«درخت زندگی» همراه با نقش طاووس از جایگاه مهمی برخوردار است و از نمادهای اصیل و قدیمی ایرانی است.به اعتقاد پیشینیان طاووس نابود کننده مار و اژدهاست و مار نماد اهریمنی است که درصدد تسلط بر درخت زندگی برآمده است. دراین نماد قدیمی سلطه مار بر درخت زندگی سبب خشکسالی میشود و آبهای شیرین، شور میشوند. هنرمندان ایرانی اسلامی با ذوق خود به شکلی مناسب از درون مایه نماد درخت زندگی با شکلی نو جهت بیان معنای فاجعه کربلا سود جستهاند و این بار در طراحی شکل علمها حضور اژدها را بر فراز این درخت به نشانه سلطه یزیدیان بر شجره طیبه ولایت و یادآوری عطش و تشنگی و قطع آب روز عاشورا پدیدار کردند. در گذشته علمها یک زبانه بودند و تزییناتی به آن متصل میکردند. این علم کم کم تبدیل به علم سه تیغ، پنج تیغ، هفت تیغ و… تا بیست و یک تیغ شد.
اصطلاحات علم علم بندی: علم بستن پارچههای رنگین و با ارزش به بدنه چوبین علم که در روز معین و با آدابی ویژه انجام میشود. علم واچینی: عمل باز کردن پارچههای رنگین و قیمتی از چوبه علم که آن نیز آدابی دارد و در روز معین انجام میشود. نخل، چوب بسیار بلند، همانند درخت تبریزی متوسط که در تعزیه خوانی پیشاپیش دستهها برند و بر سر آن گاه شکل پنجهای از فلز باشد، و گاه پارچه سیاه بر آن پوشانند.
منبع: دانشنامه آزاد ویکی پدیا http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%8E%D9%84%D9%8E%D9%85
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 22:35  توسط پژوهشگر
|
رسم و رسوم عزاداري ماه محرم در آذرشهر
* چند روز مانده به ماه محرم الحرام در برخي مساجد شهر مراسم تشت گذاري برگزار مي گردد. محبان اهل بيت عصمت و طهارت سيه پوش شده و به تدريج خود را براي عزاداري محرم مهيا مي کنند. از اول ماه خون و قيام عزاداران حضرت سيدالشهدا موقع غروب تا پاسي از شب در خيابان هاي آذرشهر سينه زني و سوگواري مي کنند.
منبع : www.magiran.com روزنامه رسالت شماره 6072 8/11/85 > صفحه 20: شهرستانها) > متن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 22:32  توسط پژوهشگر
|
ايران سرزمين فرهنگهاي گونهگون، سرزمين همزيستي فرهنگها، سرزمين كثرت و وحدت است. ايران به لحاظ گستردگي قلمرو و قرار گرفتن در موقعيت جغرافيايي خاص دچار گستردگي و پراكندگي فرهنگي و در نتيجه برخورد اين فرهنگها داراي فرهنگي پويا، رو به گسترش و در مسير تحول بوده است.صرف نظر از تغييراتي كه به دليل ظهور و سقوط حكومتهاي گوناگون و بروز جنگهاي مختلف در فرهنگ مردم ايران به وجود آمد، ايران و ايراني همواره داراي جايگاه خاصي در عرصه جهاني بوده است.تعدد عناصر فرهنگي در ايران فرصت مناسبي را در اختيار پژوهشگران ميگذارد تا در اين ميدان تحقيق به وسعت ايران زمين به بررسي ابعاد مختلف اين عناصر و سير تحول و تغييرات آن بپردازند.
ارتباط میان تعزیه و موسیقی تنها از طریق آواز نبوده است، بلكه سازهای موسیقی نیز در مجالس تعزیه بهكار میرفت، چنانكه گاه پیش از آغاز تعزیه و به جای " پیشخوانی " با نواختن برخی سازها، مانند شیپور، طبل، دُهُل، كَرنا، سُرنا، نیلبك، نی، قرهنی، نقاره و سِنج، تماشاگران را برای شنیدن و دیدن تعزیه آماده میكردند.
منبع مقاله: http://www.theater.ir/article.aspx?id=16612
+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:34  توسط پژوهشگر
|
تمام جوامع بشري داراي عقايد و مراسمي می باشند كه ميتوان آن را تحت عنوان كلي «مذهب و رفتار مذهبي» در مفهوم عام طبقهبندي كرد. در مراسم مذهبي و ديني جوامع مختلف معمولاً امور مقدس از غير مقدس تفكيك و مراسم به صور مختلف به نيروهاي فرا طبيعي ارتباط داده ميشود. اين چنين مراسمي در كليه جوامع در سطوح مختلف توسعه، اعم از توسعه يافته، در حال توسعه، توسعه نيافته و جوامع ابتدايي و بدوي مشاهده ميشود. با توجه به تفاوتهاي فرهنگي جامعههاي مختلف در آئينها و مراسم مذهبي تفاوتهايي نيز مشاهده ميشود ولي تشابهات آنها كه ارتباط رفتار با امور مقدس و فرا طبيعي است موجب ميگردد كه اين نوع رفتارها در قالب و چهار چوب خود تيپ بندي شوند. كشور ايران به عنوان يك كشوري مذهبي در طول تاريخ و در پهنه جغرافيايي فعلي، رفتارها و آئينهاي مذهبي گوناگونی در مناطق مختلف آ ن وجود دارد كه وجه مشخصة آن صبغه شيعي – اسلامي و ملي (قومي)آن است،دراستان آذربايجان شرقي نيزاين نوع مراسم با جلوه هاي خاص خودبرگزارمي شودكه ازنظرمیراث معنوی و صنعت گردشگري حائز اهميت است. مراسم و مناسك گذر در همه جوامع بشري مراسم و مناسك خاصي به منظور برگزاري مراحل مهم زندگي يا گذشتن از مرحلهاي براي ورود به مرحله ديگر انجام ميشود كه در اصطلاح مردم شناسي به آن مناسك گذر (Rites of passage) گفته ميشود. مقدمه :براساس نظر وان ژنه (Van Gennep) (1957-1883) مردم شناس شهير فرانسوي و ارايه كنندة نظريه مناسك گذر، اين مناسك در همه جوامع داراي سه مرحله است : 1. مرحله جدايي (Seperation) 2. مرحله انتقال (Transition) 3. مرحله پيوستن (Incorporation) مراحل سه گانه مذكور بيشتر در واقعههاي مهم زندگي يك فرد مانند تولد، بلوغ، ازدواج و مرگ مشاهده ميشود. مراحل و مناسك گذر در ايران نيز با توجه به ويژگيهاي خاص هر منطقه با تفاوتهايي برگزار ميشود ولي در ساختارهاي مراسم با توجه به مشتركات فرهنگي، تشابهاي فراواني نيز مشاهده ميشود: الگوهاي نمادين مراسم گذر آن دسته از الگوهايي هستند كه عمدتاً كاركرد آشناسازي دارند و فرد را براي گذار از يك مرحلة زندگيش به مرحلة ديگر آماده كرده و وي را با كيفيت مرحلة نوين و وظايف جديدش آشنا ميسازند. به طور كلي در زندگي يك فرد چهار مرحلة اصلي گذار وجود دارد. نخست مرحلة تولد، دوم مرحلة بلوغ، سوم ازدواج و سرانجام مرگ. مسلماً درك اين نكته كه بر جسم انسان رواني آگاه و ناظر به اعمال وجود دارد بر پيچيدگي مراسم گذار به ويژه مرحلة آخر آن ميافزايد. با اين حال مفصلترين الگوها متعلق به مراسم ازدواج هستند كه فرد را با زندگي جديدش در قالب فردي كه خود نگهداري فردي ديگر را تعهد ميكند، آشنا ميسازند.اين مراسم عموماً باتفاوت هايي دركليه جوامع وباعنايت به توالي مناسك گذر،اين مناسك ومراسم دراستان به ترتيب اشاره ومراسم مربوط ذكرمي گردد، درمناطق مختلف شهري وروستائي ديده مي شود.
آئين ها ومراسم بوم شناسي درجوامع مختلف شهري دشوارهاي تطبيق با محيط زيست موجب شده كه در تبيين آنها مردم از ديدگاههاي فراطبيعي خود ياري ميجويند. شيوة مقابله با اين پديدههاي طبيعي همواره در چار چوب آيينهايي صورت ميگرفته كه به آن آئين ها ومراسم بوم شناختي مي گويند. اين آيينها در دو گروه از يكديگر تفكيك ميشوند. 1- آيينهاي موسمي ـ معشيتي كه در جريان فعاليتهاي كشاورزي و دامداري صورت ميگيرند. 2- آيينهايي كه به قصد رفع بلا و مصيبتي انجام ميشوند و گونهاي از توسل به نيروهاي فراطبيعي هستند. آيينها و مراسم مذهبي آئين هاومراسم مذهبي مختلف در آذربايجان شرقي در طول يكسال قمري برگزار ميگردد. بررسي اجمالي اين مراسم از اولين ماه سال قمري يعني محرم آغازو به ترتيب توالي ماههاي قمري اشاره ميشود. دهة عزاداري ماه محرم : در ايام عزاداريهاي امام حسين (ع) در هر يك از شهرها و روستاهاي آذربايجان شرقي آيينهاي متعددي برگزار ميشود و در هر يك از اين مراسم و آئينها تلاش ميشود گوشهاي از قيام امام حسين (ع) به نحوي بازسازي و تجلي پيدا كند. كه به اهم آنها فهرستوار اشاره مي گردد. الف : شبيه خوانان، افراد و شخصيتهاي تاريخي را باز مينمايانند. ب :گل مالان نشانة عزاداراني هستند كه خاك ماتم بر سر ريختهاند. پ: تشنه لبان كساني هستند كه در جستجوي آب به هر گوشهاي ميروند. ت : طشت آب نشانة آب فرات است كه شيرين و گوار است و اما دور از دسترس امام حسين (ع)وياران او. ث : شمع افروزان خاطرة شمع افروزي امام حسين (ع) را براي صحبت با يارانش زنده ميكنند. آيينهاي محرم از نماديترين آيينهاي مذهبي در آذربايجان هستند كه تك تك اجزا و عناصر آنها در جامعه وافراد نهادينه شده است. آيينها و مراسم دهم ماه محرم رادرآذربايجان را ميتوان به قرار زير از يكديگر تفكيك كرد. سينه زني و زنجير زني : در ايام عزاداري امام حسين (ع) در تمام شهرها و روستاها آذربايجان شرقي دستههاي سينه زن و زنجير زن در كوچهها و خيابانها به راه ميافتند. آنها در حين حركت با هدايت دسته باشي يا كسي كه هدايت دسته را به عهده دارد، اشعار و نوحههايي را مرتب تكرار ميكنند. معمولاً هر دستة سينه زن و زنجير زن به يك هيئت عزادار تعلق دارد. دستهها در برخورد با يكديگر، به هم سلام داده و سرانجام همه در مسجد جامع يا بزرگترين حسينيه يا مسجد محل يا شهر جمع ميشودند. پوشش افراد عزادار دستهها عمدتاً سياه است. معمولاً درآذربايجان سينهزني و زنجيرزني تا بعد از ظهر عاشورا ادامه دارد و پس از آن، دستهها با علمهاي سرافكنده به گورستان ها يا امامزاده ها يا مزار افرادي كه از او كراماتي ديده شده ميروند. در گورستان ها براي ساعتي به نوحه خواني يا سينه زني و زنجير زني ميپردازند و پس از آن براي اجراي مراسم شام غريبان به مسجد، حسينيه يا محل تجمع يا حتي هيئتهاي خود باز ميگردند. شام غريبان : در غروب عاشورا هر كدام از هيأتهاي عزاداري در مسجد خود جمع شده با خواموش كردن چراغها ابتداء نوحه خوان ها مرثيه خواني ميكنند، سپس دستههاي عزاداري كرده در حالي كه شمع هاي روشن بر محفل آنها تقدس خاصي بخشيده تا نيمه شب عاشورا عزاداري ميكنند و در پايان مجلس نيز نوحه خوان مرثيه خوانده و چراغها را روشن مينمايند. معمولاً در اين زمان از حاضران با چاي و خرما پذيرايي ميشود. شاخسي واخسيshasey vakhsey از جمله دستههاي خاص در آذربايجان، دستة شاخسي واخسي است اين دسته كه از دو گروه تشكيل ميشود در يك گفتگوي متقابل تكراري به حركت در كوچهها، خيابان و محلات ميپردازند. گاه آنها در دو صف روبروي يكديگر مينشينند. محل نشستن يا بيتوتة دسته در جلوي مساجد يا مركز محلات است. در ابتداي دسته شاخسي واخسي يك نفر به نام دسته باشي حركت ميكند و اشعار خاصي را ميخواند. بقية عزاداران در حاليكه به رديف با يك دست دامن همديگر را گرفتهاند و با دست ديگر بر سينه ميزنند، حركت ميكنند. پس از يك يا دو ساعت، عزاداران به محل تشكيل دسته بازگشته و همگي در محيطي دايره وار ميگردند و در آخر با گفتن يا حسين عزاداري را به پايان ميبردند. دستههاي شاخسي و واخسي در روزهاي اول محرم از نوجوانان 7 تا 12 سال تشكيل ميشود ولي هر چه تاسوعا و عاشورا نزديك ميشوند، افراد بزرگتر بيشتر در دسته حضور پيدا ميكنند. تا آنكه در روز عاشورا صبح زود، در برخي از مناطق، دستة شاخسي واخسي پس از طلوع آفتاب كفن پوشيده و به ميدان آمده و عزاداري ميكنند. شبيه خواني : از معمولترين آيينهاي عزاداري حسيني درآذربايجان ، شبيه خواني است. شبيه خواني صورتي از بازسازي وقايع كربلاست كه در آن افراد به شيوهاي تجريدي به دو گروه اشقيا و امام خوانها تقسيم ميشوند. اشقيا با لباس سرخ و تيره و صداي ناهنجار و امام خوانها با لباس سبز و صدايي دلنشين وقايعي چون شهادت حضرت عباس، حضرت علي اكبر، حضرت قاسم و امام حسين (ع) را به نمايش ميگذارند. كيفيت شبيه خواني، اجراي جزئيات، نوع شبيه و نيز روز اجراي آن از منطقهاي به منطقة ديگر تفاوت پيدا ميكند. با اين حال در بيشتر مناطق كه شبيه خواني وجود دارد شبيهها در آخرين روزهاي عزاداري حسيني اجرا ميشوند. شبيه خواني در برخي از روستاها و شهرهاي آذربايجان از جمله در شهرهاي هریس ،مرند، تبريز، علمدار گرگر، شبستر و مراغه و هشترود اجرا ميشود. شبيه خواني در بسياري از روستاها و شهرهاي آذربايجان شرقي وجود ندارد و افراد آن مناطق براي استفاده از اين مراسم به نقاط ديگر ميروند. ازطرف ديگردرطول برگزاري مراسم عزاداري مردم ازنشانه هاي نمادين به عنوان شبيه استفاده مي كنند كه اهم آنها عبارتنداز: 1. شبيه اسب تير خورده امام حسين (ذوالجناح) 2. شبيه حجله قاسم 3. شبيه گهواره علي اصغر (به صورت خوابانيدن نوزاد شير خواره در گهواره بر روي اين گهواره پول نقد با سنجاق ميچسبانند. 4. شبيه پیکر مطهرو تابوت امام حسين (ع)( خوابانيدن جوانی كفن پوش خونين بر روي تابوت) 5. شبيه خيمههاي امام حسين (ع) (بااستفاده از پارچههاي سفيد و سياه) 6. شبيه اسراء 7. شبيه كجاوه حضرت زينب(ع) 8. شبيه طفلان مسلم بن عقيل 9. شبيه يزيد 10. شبيه شمر شمع افروزي : شمع افروزي معمولاً درآذربايجان شرقي در بعد ازظهر تاسوعا انجام ميگيرد. اين مراسم در شهرستانهاي تبريز، جلفا، مراغه، سراب، مرند با شكوه خاصي برگزارمي شود. در برخي مناطق گاه گروهي از عزاداران گرد آمده و به 35 تا 40 حسينيه يا مسجد ميروند و در مقابل هر يك تعدادي شمع ميافروزند و اين را به نشانة آتش افروزي امام حسين (ع) در هنگام وداع با يارانش ميدانند، اجرا شود.
طشت گذاري : در برخي از شهرستانهاي آذربايجانشرقي مراسمي به نام طشت گذاري برگزار ميشود اين مراسم در شهرستان مراغه و اهر از گستردگي زيادي برخوردار است. گل مالي : در برخي از شهرستانهاي آذربايجانشرقي( مثل مراغه) عزاداران بر سر و روي خود گل ماليده و براي سينهزني و زنجير زني ميروند. ذغال مالي : در ايام عزاداري گروهي از عزاداران بر چهرة خود ذغال ماليده و آن را سياه ميكنند. اين گروه كه خود را تشنه لبان كربلا مينامند، در محلات شهرها و روستاها گشته و عزاداري ميكنند. بيست و هشتم صفر : در روز بيست و هشتم صفر سالروز رحلت حضرت محمد (ص) و امام حسن (ع) تنها مارسم عزاداري، نوحه خواني و سينه زني برگزار ميگردد. طشت گذاري در ايام سوگواري امام حسين (ع) مراسم طشت گذاري در مراغه برگزار ميشود . در طي اين مراسم طشت بزرگي را پر از آب كرده و گاه در آن مقداري شكر نذر كرده نيز مي ريزند سپس آن را در مقابل مسجد اصلي ، ميدان يا محل تجمع عزاداران مي نهند ، عزاداران به نشانه بركت و تقدس مقداري از آن ميخورند . گل مالي در شهرستان مراغه عزاداران امام حسين (ع) در ماه محرم بر روي صورت و سر خود گل ماليده و براي سينه زني و زنجير زني ميروند ، مراسم گل مالي در مراغه در روز عاشورا انجام ميشود و گل ماليده از نظر عزاداران نشانه ريختن خاك ماتم و عزا بر سر و روي بازماندگان واقعه كربلاست . مراسم علمبندي در هر يك از محلات شهر مراغه دسته هاي عزاداري در اولين روز ماه محرم نسبت به برپاكردن علم اقدام ميكنند . علم كه به ارتفاع 10 متر است عزاداران و نذرداران نذورات خود را آن بسته در حاليكه سوگواري ميكنند ، علم را برافراشته و در وسط ميدان ميكارند . امروزه علم ها بيشتر فلزي اند . جهت برپاكردن آن از جرثقيل استفاده ميشود بستن علم آغاز مراسم سوگواري است . علم جوشدي مراسمي كه در روز عاشورا در برخي از روستاهاي شهرستان اهر برگزار ميشود و در طي آن علم بسيار بلندي برداشته شده و در ميان جمعيت به حركت درآورده ميشود . شبيه اين مراسم در برخي ديگر از شهرستانهاي استان نظير هشترود ، كليبر ، مراغه و … برگزار ميشود . شبيه گرداني مراسمي كه در بسياري از نقاط شهري و روستايي شهرستان اسكو برگزار ميشود . شبيه گرداني در روز عاشورا از طريق راه اندازي شبيه حجله قاسم ، گهواره حضرت علي اصغر در مناطقي از جمله در روستاي صخره اي كندوان برگزار ميشود . شمع افروزي افروختن شمع در روزهاي سوگواري ماه محرم در ايلخچي در شهرستان اسكو به سبب اعتقادات و علايق مردم جلوه خاصي را به مراسم محرم ميدهد . در اين موعد شمع هاي فراوان در جاهاي مختلف افروخته ميشود .
پولكه تولاما مراسمي كه در برخي از نقاط شهرستان مراغه از جمله روستاي فرج آباد در اولين ساعات روز عاشورا ( ساعت يك شب ) برگزار ميشود و در طي آن مردم روستا در خرمن گاه روستا در حاليكه گروه موسيقي ( طبل و سنج و قره ني ) مينوازند ضمن برافروختن مشعل و چرخانيدن آن در هوا مراسمي را برگزار ميكنند .
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 17:6  توسط پژوهشگر
|
مراسم ماه محرم سرشاراز نشانه های نمادین است ، که دردسته گردانی ها، درتعزیه (شبیه) خوانی ها ودردیگر آیین هاورسم های معمول ، درصورتهای گوناگون ودرقالب های شیئ ، حرکت ورفتار ، رنگ ، صدا ، کلام ، زمان ، مکان ، شخصیت ومانند اینها جلوه می نمایند . نشانه های نمادین ، گاهی در قالب کلیت یک رسم می نشینند ودرمواردی جانمایه اعتقادی رسم یا مراسم ، درپیوند با یک آرمان ، هدفمند واندیشیده دراین کالبد نمادین قرار می گیرد . ازاین گونه اند توق (توغ)، علم ، انواع بیرق (بایداق) = پرچم ها، شمعدانها وچراغهای گردسوزو...درکلیت نمایشی آن وبا محتوای گوناگون نمادین درموزه مردم شناسی محرم تبریز به نمایش گذاشته شده است.
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 21:27  توسط پژوهشگر
|
نشانه های فرهنگی طیف وسیعی از ساده تا پیچیده را در بر می گیرند ونماد ، در کل ، صورت پیچیده نشانه فرهنگی است . نماد اغلب هاله ای از تقدس مذهبی واسطوره ای برگرد خود دارد وبا بنیادهای فرهنگ ودوردست های تاریخ زندگی انسان مربوط می شود. نمادها آیینه ای هستند که ازورای تاریخ ، تصویر حوادثی را برما آشکار می سازند. درجایی که لازم نیست کسی سخن بگوید ، نه شعری ، نه سرودی ، نه مرگی ، نمادها به کمک می آیند تا با زبان بی زبانی سخن گویند وروایتی از آن حادثه را همراه با فرهنگ و ارزش هایش به زمان ما و نسل آینده منتقل نمایند....
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 21:24  توسط پژوهشگر
|
واما درباره نماد ونشانه های نمادین آنچه که می توان گفت این است که نشانه یعنی آنچه که ما را از خود آن چیز فراتر ببرد وبه چیز دیگر برساند. نشانه ، هدایتگر ما به چیزی جز خود آن چیز است . نشانه ممکن است طبیعی یا قراردادی باشد ، اما نشانه ای که اینجا مورد نظر است ، نشانه فرهنگی است . قراردادی است نانوشته وبه دفتر نیامده ، بین همه افرادی که به یک فضای فرهنگی معین تعلق دارند ...
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 21:22  توسط پژوهشگر
|
مراسم و آیین ها ، عناصر اصلی فرهنگ سیالی هستند که به تبع کیفیت خود ، با همه اجزای مجموعه درتماسند وفرهنگ وجامعه را استواری و استحکام می بخشند. مراسم محرم در کنش متقابل خود با مجموعه فرهنگ ، عناصر نمادین آن را به خود گرفته و آنها را ازاندیشه پیشگام شیعه سرشار ساخته وباز به فرهنگ مردم بازپس داده است.
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 21:20  توسط پژوهشگر
|
|
|