X
تبلیغات
موزه محرم
بازاین چه شورش است که درخلق آدم است ..

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 0:15  توسط پژوهشگر  | 
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 9:55  توسط پژوهشگر  | 

علم عزاداری

عَلم یا جریده یکی از وسیله‌های نمادین بکار رفته در آیین سوگواری عاشورا در میان شیعیان است. این وسیله معمولاً چوبی بلندی به ارتفاع پنج شش متر که سر آن پنجه‌ای برنجین می‌‌گذارند و پارچه‌های رنگین قیمتی به چوب می‌‌بندند. علم از فلز ساخته شده، توسط علم دار حمل می‌شود.

علم معمولاً در پیشاپیش صف سوگواران حرکت داده می‌شود. علم‌های قدیمی تر معمولاً پایه‌ای دارند که واژه‌های دینی بر روی آن برنگاشته شده است و دو اژدها با دهان باز از آن پاسداری می‌کنند. گاهی پهنای علم‌ها به ۳ متر هم می‌‌رسد و غالباً‌ ۱۱ زبانه دارد که زبانه میانی بزرگ تر از بقیه می‌‌باشد. حد فاصل زبانه‌ها را هم با اشیاء فلزی که به شکل کبوتر و طاووس و لاله و گنبد و بارگاه و ... ساخته شده بود، پر می‌‌کردند. به کسی که علم را با خود حمل می‌کند، علم‌کِش می‌گویند. این شخص پایه علم را که از چوب ساخته شده، داخل بند تسمه‌ای که به کمر و شانه خود بسته، قرار می‌‌دهد و با آن حرکت میکند. علم و لواء از وسائلی است که در جنگها از اهمیت اساسی برخوردار بود. البته بین علم و لواء تفاوتهایی وجود داشته است و از نظر اهمیت هم درجه بندی شده اند. علم صفحات شمال با علم قسمت‌های مرکزی ایران اختلاف دارد.

تاریخچه

در زمان شاه عباس بزرگ برگزاری مراسم عزاداری و روضه خوانی‌ها قدغن بود، ولی در زمان شاه عباس دوم برگزاری مراسم عزاداری آزاد شد.

علم هم در آغاز جزئی از لوازم جنگ به شمار می‌‌آمده، ولی از هنگامی که به تشریفات عزاداری راه پیدا کرد، تغییراتی در آن به وجود آمد و به این صورتی که امروزه ما مشاهده می‌کنیم درآمد.( اصل علم هم گویا از مشهد بوده است)و مردم قم از آنها اقتباس کرده اند. البته علم‌هایی به این صورت هنوز هم وجود دارد.

قدیمی‌ترین علم‌های ایرانی در موزه توپکاپی استانبول نگهداری می‌شود. شاید این علم ها که نمونه‌ای از علامت و نشان قبایل مختلف ایرانی است در عصر حکومت ترکمنهای آق قویونلو و قره قویونلو وجود داشته و دسته‌های سیاسی و مذهبی از آنها استفاده می‌‌کرده اند. این علمها از غنایم جنگی است و پس از تصرف شهر تبریز توسط سپاهیان عثمانی، شاه سلیم آنها را به استانبول منتقل کرد که پس از رواج تشیع در زمان شاه اسماعیل مورد استفاده دسته‌ها قرار می‌‌گرفت، از صفحه‌ای آهن به صورت تیغه‌ای باریک و بلند ساخته می‌‌شد. در راس آن علامت و نشان سنتی و قومی قبیله و در شیعه مذهبان نام الله یا نام الله و محمد و علی و یا نام الله و پنج تن نقره کاری(نقره کوبی) یا کنده کاری می‌‌شد. تیغه باریک و بلند آهنین با صفحه‌ای مدور و بزرگ‌تر در انتهای تیغه که دارای قابی از فلز بود خاتمه می‌‌یافت. دور این قاب را با سرهای اژدها که از هنرهای چینی و ژاپنی اقتباس شده بود، می‌‌آراستند. تصویر این علمها در مینیاتورهای قرن ۱۵ میلادی هم دیده می‌شود.

این علمها برروی دسته‌ای چوبی یا فلزی قرار می‌‌گرفت و پیشاپیش دسته‌ها حمل می‌‌شد.

در سالهای بعد، بخصوص در دوران زندیان و قاجاریه، تزئینات دیگری به علمهای دسته اضافه شد و عزاداران مذهبی در ایام سوگواری یا بزرگداشت و تشریفات دیگر آنها را به کار می‌‌برند.

نگاره‌های علم

علم را پیشاپیش صف سوگواران حرکت می‌‌دهند، علمهای قدیمیتر معمولاً پایه‌ای دارند که کلمات مذهبی بر روی آن منقوش است و دو اژدها با دهان باز از آن حفاظت می‌کنند و صورت آن‌ها نیز سوراخ شده است.

برخی علم‌ها نگاره طاووس، پرنده، چهار گلدان و یک جفت طوطی در دو طرف علم دارد. گاه دو شمعدان به میله‌ای که قاب بر آن تکیه دارد متصل است.

شکل علامت‌ها و سرعلم‌های عزاداری امام حسین (ع) به صورت نقش  تجریدی درخت سرو (سرو سرخمیده) است که در دو طرف آن نقش طاووس قرار گرفته و از لابه لای آن سرهای اژدها بیرون آمده است.در هنر ایران«درخت زندگی» همراه با نقش طاووس از جایگاه مهمی برخوردار است و از نمادهای اصیل و قدیمی ایرانی است.به اعتقاد پیشینیان طاووس نابود کننده مار و اژدهاست و مار نماد اهریمنی است که درصدد تسلط بر درخت زندگی برآمده است.

دراین نماد قدیمی سلطه مار بر درخت زندگی سبب خشکسالی می‌شود و آب‌های شیرین، شور می‌شوند. هنرمندان ایرانی اسلامی با ذوق خود به شکلی مناسب از درون مایه نماد درخت زندگی با شکلی نو جهت بیان معنای فاجعه کربلا سود جسته‌اند و این بار در طراحی شکل علم‌ها حضور اژدها را بر فراز این درخت به نشانه سلطه یزیدیان بر شجره طیبه ولایت و یادآوری عطش و تشنگی و قطع آب روز عاشورا پدیدار کردند.

در گذشته علم‌ها یک زبانه بودند و تزییناتی به آن متصل می‌‌کردند. این علم کم کم تبدیل به علم سه تیغ، پنج تیغ، هفت تیغ و… تا بیست و یک تیغ شد.

 

اصطلاحات علم

علم بندی: علم بستن پارچه‌های رنگین و با ارزش به بدنه چوبین علم که در روز معین و با آدابی ویژه انجام می‌شود.

علم واچینی: عمل باز کردن پارچه‌های رنگین و قیمتی از چوبه علم که آن نیز آدابی دارد و در روز معین انجام می‌شود.

نخل، چوب بسیار بلند، همانند درخت تبریزی متوسط که در تعزیه خوانی پیشاپیش دسته‌ها برند و بر سر آن گاه شکل پنجه‌ای از فلز باشد، و گاه پارچه سیاه بر آن پوشانند.

 

منبع: دانشنامه آزاد ویکی پدیا

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%8E%D9%84%D9%8E%D9%85 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 22:35  توسط پژوهشگر  | 
رسم و رسوم عزاداري ماه محرم در آذرشهر

* چند روز مانده به ماه محرم الحرام در برخي مساجد شهر مراسم تشت گذاري برگزار مي گردد. محبان اهل بيت عصمت و طهارت سيه پوش شده و به تدريج خود را براي عزاداري محرم مهيا مي کنند. از اول ماه خون و قيام عزاداران حضرت سيدالشهدا موقع غروب تا پاسي از شب در خيابان هاي آذرشهر سينه زني و سوگواري مي کنند.


  *  در روز هشتم ماه محرم الحرام بعد از اقامه نماز ظهر و عصر بازار شهر به تدريج تعطيل مي گردد و مردم کوچه و بازار، پير و جوان، همه سياه پوشان در مساجد وتکاياي شهر جمع مي شوند. پس از آن روضه خوانان اهل بيت عصمت و طهارت با انجام مراسم عزاداري، هيئت عزاداري محله خود را تشکيل وانسجام مي دهند. براي هماهنگي هرچه بيشتر و بهتر دستجات حسيني چند نفر از افراد ميانسال آن محل به عنوان مسئولان آن هيئت امور لازم را انجام مي دهند وهمه خود را موظف مي دانند که در آن چارچوب مراسم عزاداري را به جاي آورند. در آذرشهر حدود 20 محل وجود دارد که معمولا همه اين محلات عزاداري دارند و بعضي از محلات هم به صورت مشترک هيئت عزاداري تشکيل مي دهند.


  *  در نهمين روز محرم که مصادف با تاسوعاي حسيني و منتسب به باب الحوائج حضرت ابوالفضل(ع) صبحدم تمام هيئت هاي عزاداري، دستجات سينه و زنجيرزني حسيني وعموم مردم در محله پازيکو (ميدان مشهور طوق) جمع شده و تا طلوع آفتاب به ياد فداکاري ها و وفاداري قمر منير بني هاشم عزاداري و سينه زني مي کنند و بعد از مدتي عزاداري علم طوق را به ميدان مي آورند و موقع آوردن علم مخصوص طوق چندين راس گوسفند در جلوي اين علم قرباني و ذبح مي شوند.در اين مراسم نوحه خوانان هيئت عزاداري محل پازيکو به عنوان ميزبان براي ساير هيئت هاي عزاداري، مرثيه خواني و نوحه خواني مي کنند. هيئت هاي عزاداري پس از پايان اين مراسم جهت صرف صبحانه احساني به خانه ها و مساجد مي روند.


  *  در آذرشهر از صبح روز نهم محرم تا غروب دوازدهم اين ماه حدود 20 هيئت عزاداري در مساجد و تکايا و حتي بعضي از خانه ها به ياد شهداي صحراي خونبار کربلا تعزيه داري ومرثيه خواني مي کنند. 


    در خود شهر آذرشهر حدود 50 باب مسجد وجود دارد که اين مساجد در ماه محرم براي پذيرايي از عزاداران امام حسين(ع) و ياران باوفايش آماده مي شوند. هيئت امناي اين مساجد طوري برنامه ريزي کرده اند که دستجات حسيني در دو روز اول در نصف مساجد و در دو روز ديگر نيز در نصف بقيه مساجد حضور يافته و عزاداري مي نمايند که در هر مسجد پس از عزاداري از سوي اهالي آن محله با نان و پنير و چاي و بعضي مواقع هم با غذاي گرم پذيرايي مي شوند.


 *   ماه محرم در آذرشهر واقعا ماه احسان و سخاوت است. در اين ماه در اکثر مساجد شهري و روستايي شهرستان آذرشهر از 10 الي 15 شب از سوي افراد خير و از محل درآمد موقوفات مساجد خرج و احسان مي دهند و در اين ماه همه مساجد يکي مي شوند حتي افراد محله ديگر خيلي علاقه دارند که ساکنان محله ديگر برايشان مهمان شوند .


    در روز عاشورا در اغلب روستاهاي آذرشهر شبيه خواني وجود دارد و مردم شهرها براي شرکت در شبيه خواني روستايي به روستاها مي روند.


    روزي که گل آدم و حوا بسرشتند
    بر نام حسين بن علي گريه نوشتن
    فرمود نبي در صفت گريه کنانش
    البته که آن طايفه از اهل بهشتند


    آذرشهر- رضا پوررضا

منبع : www.magiran.com

روزنامه رسالت شماره 6072 8/11/85 > صفحه 20: شهرستانها) > متن

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 22:32  توسط پژوهشگر  | 

ايران ‌‌سرزمين فرهنگ‌هاي گونه‌گون‌، سرزمين همزيستي فرهنگ‌ها‌، سرزمين كثرت و ‌وحدت‌ است‌. ايران به لحاظ گستردگي قلمرو و قرار گرفتن در موقعيت جغرافيايي خاص دچار گستردگي و پراكندگي فرهنگي و در نتيجه برخورد اين فرهنگ‌ها داراي فرهنگي پويا‌، رو به گسترش و در مسير تحول بوده است.صرف نظر از تغييراتي كه به دليل ظهور و سقوط حكومت‌هاي گوناگون و بروز جنگ‌هاي مختلف در فرهنگ مردم ايران به وجود آمد‌، ايران و ايراني همواره داراي جايگاه خاصي در عرصه جهاني بوده است.تعدد عناصر فرهنگي در ايران فرصت مناسبي را در اختيار پژوهشگران مي‌گذارد تا در اين ميدان تحقيق به وسعت ايران زمين به بررسي ابعاد مختلف اين عناصر و سير تحول و تغييرات آن بپردازند.
يكي از اين عناصر ارزشمند فرهنگي تعزيه و شبيه خواني است كه طي ساليان جايگاه خود را در فرهنگ ايرانيان حفظ كرده است.
تعزیه‌(یا شبیه‌خوانی)، نوعی نمایش مذهبی و سنّتی ایرانی شیعی، عمدتاً درباره شهادت امام علی و امام حسین (ع) و مصائب اهل بیت است.
واژه تعزیه/ تعزیت در اصل به معنای توصیه به صبر کردن، تسلّی دادن و پرسش از بازماندگانِ درگذشتگان و در برخی مناطق ایران مثلاً در خراسان به معنای‌«مجلس ترحیم» است. در میان شیعیان غیر ایرانی (در عراق و شبه‌قاره هند) لفظ تعزیه با وجود ارتباط با شهادت حضرت علی (ع) و یا مصائب شهدای کربلا به معنای‌«شبیه‌خوانی» به کار نمی‌رود‌، بلکه آنان تعزیه را به مراسمی نمادین اطلاق می‌کنند که در آن دسته‌های عزاداری در طول مراسم، شبیه ضریح یا تابوت ائمه (علیه‌السلام) را بر دوش می‌کشند و هم در پایان روز عاشورا ، اربعین و... آن را به خاک می‌سپارند.
«آنه ماری شیمل» ‌در کتاب خود دراین باره می نویسد: در قرن سیزدهم/ نوزدهم در قلمرو سلطنت اَوَده در لکهنوی هند، تعزیه به منزله یکی از تماشایی‌ترین نمایش‌ها، در حضور سلاطین برگزار می‌شد.
به نوشته این کتاب : در ناحیه کارائیب، مثلاً در‌«جزیره ترینیداد‌» نیز تعزیه به مراسمی نمادین اطلاق می‌شود که به آن «تَجَه» می‌گویند. این قبیل مراسم نمادین در نواحی دیگر جهان، از جمله در اندونزی نیز با عنوان «تابوت» برگزار می‌شود.


پیشینه:
برخی محققان، پیشینه تغزیه را به آیین‌هایی چون مصائب میترا، سوگ سیاوش، و یادگار زریران باز می‌گردانند و برخی پدید آمدن آن را متأثر از عناصر اساطیری بین‌النهرین و آناتولی و مصر، و کسانی نیز مصائب مسیح و دیگر افسانه‌های تاریخی در فرهنگ‌های هند و اروپایی و سامی را در پیدایی آن مؤثر دانسته‌اند. اما در هر حال از برپایی مجالس تعزیه به معنای امروزین آن تا پیش از پایان دوره صفویه اطمینان نداریم؛ تنها نکته آشکار این است که از زمان تسلط عرب‌ها بر ایران‌، ایرانیان همیشه فرصتی می جستند تا خود را از آن سلطه رها کنند. پیدایش ‌نهضت‌های مقاومت و فرقه‌های ایرانی که دشمنان دستگاه مرکزی قلمروی عربی اموی و بعدها عباسی بودند، از نتیجه‌های این کوشش بود. یکی از این مخالفت‌ها موضوع غصب خلافت توسط افرادی بود که از خاندان پیامبر (ص) نبودند‌. ایرانیان در برابر این خلفا‌، از افراد خاندان پیامبر(ص) و فرزندانشان حمایت کرده و باعث رشد و رونق همه ساله مجالس تعزیه و دسته های عزاداری در کشور شدند. اگر چه که بدیهی است تعزیه به معنای نمایشی امروزه آن طی زمان و به تدریح بر پایه پذیرش شرایط و مردمان به وجود آمده است و نه یک شبه و به امر و دستور یک نفر.
به این شکل که ابتدا تنها دسته‌هایی به کندی از برابر تماشاگران می گذشتند و با سینه زدن و زنجیر زدن
و کوبیدن سنج و نظایر آن و حمل نشانه‌ها و علم هایی که بی شباهت به افزارهای جنگی نبود و نیز هم آواز‌ی و همسرایی در خواندن نوحه‌، ماجرای کربلا و شهادت امام حسین‌(ع) ‌و گاهی نیز امام علی (ع) را به مردم یادآوری می‌کردند. در مرحله بعدی آوازهای دسته جمعی کمتر شد و نشانه‌ها بیشتر‌ و یکی دو واقعه خوان نیز به آنان اضافه شدند‌که واقعه را برای تماشاگران نقل کرده و سنج و طبل و نوحه آن‌ها را همراهی می‌کرده است‌. چندی بعد به جای نقالان‌، شبیه چند تن از شهدا را به مردم نشان دادند که با شبیه‌سازی و نشانه‌های نزدیک به واقعیت می‌آمدند و مصائب خود را شرح می‌دادند. مرحله بعد گفت‌و‌شنید شبیه‌ها بود با هم و بعد پیدایش بازیگران‌.
تاورنیه – tavernier – یکی از مراحل تحول را در یادداشت‌هایش نشان داده است‌:
« در محرم 1046 خورشیدی در حضور شاه صفوی دوم در اصفهان شاهد مراسمی بوده است که پنج ساعت پیش از ظهر آغاز شده و تا ظهر ادامه داشته است‌. گفته او با مدرکی درشبیه سازی تمام می‌شود : در بعضی از این عماری ها طفل‌هایی شبیه نعش خوابیده بودند و آن هایی که دور عماری را احاطه کرده بودند گریه و نوحه و زاری می کردند. این طفلان شبیه دو طفل امام حسین (ع) هستند که بعد از شهادت امام ، خلیفه بغداد آنها را گرفت و به قتل رسانید.»


اوج تکامل تعزیه در دوره ناصرالدین‌شاه (1264- 1313) بود. چرا که به تعزیه علاقه فراوانی داشت.
تکیه دولت، که به دستور ناصرالدین‌شاه ساخته شد، در ترویج تعزیه بسیار مؤثر بود. تعزیه‌خوانانِ آن‌جا که در حقیقت تعزیه‌خوانِ دولتی بودند زیر نظر "مُعین البُکا" در برابر شاه و درباریان تعزیه می‌خواندند.
صرف‌نظر از تعزیه‌هایی که موضوع و محتوای آن‌ها به زنان مربوط می‌شد مثل مجلس بی‌بی‌شهربانو، در دوره قاجار مجالس تعزیه زنانه نیز برپا می‌شد. که همه تعزیه‌خوانان و تماشاگران، زن بودند.
تعزیه زنان، به سبب تنگناهای عرفی، گسترش نیافت و به منازل ثروتمندان و شاهزادگان محدود شد.
تعزیه‌های درباری در زمان قاجاریان، به‌ویژه در دوره ناصرالدین شاه، از یک‌سو شاه را سرگرم می‌کرد و از سوی دیگر سبب عوام‌فریبی و دین‌دار نمایی او می‌شد و شاید به همین دلیل است که از دیدگاه تاریخی شکوفايی تعزيه در اين دوران تنها مرهون توجه شاه و اشراف به تعزیه نبوده است ، بلکه بيشتر مديون وجود تعزيه گردانهايی است که با ابتکار و خلاقيت خود لباس تازه ای را به قامت تعزيه دوختند؛ بدون آنکه در اصول آن تغییری ایجاد کنند. «خواجه حسينعلی خان» معاصر «فتحعلی شاه» و «محمد شاه»، «ميرزا محمد تقی» تعزيه گردان دوران «محمد شاه» و «ناصرالدين شاه» و پسرش «ميرزا باقر» ملقب به «معين البکا» و فرزند «معين البکا»، «ناظم البکا» از تعزيه گردانانی بودند که در اين دوره معروف بودند.
در اين ميان «ميرزا محمد تقی» تعزیه گردان، رکود و يکنواختی را که تعزيه با آن مواجه شده بود، از آن گرفت و به آن جنبه ای از تفنن و نمايش بخشيد.
پسرش «معين البکا» در ادامه راه پدر، سطح اجرايی تعزيه را بالا برد و تعزيه جدیدی را پی ريزی کرد.
او به همراه پسرش دسته های بزرگ تعزیه را با اقتدار رهبری می کردند و با اشارات و حرکات خود بر همه عوامل اجرايی صحنه تسلط داشتند.براساس مدارک موجود معلوم است که در دهه اول ما ه های محرم عهد ناصرالدین شاه تقریبا سیصد مجلس « شبیه خوانی » د ر نمایش خانه های موقت و دائم یعنی تکیه ها و حسینیه ها برپا می شد. اما اوضاع به همين ترتيب باقی نماند.
با افول سلطنت قاجار و روی کار آمدن «رضاخان ميرپنج» (1304-1320ش) ، به ویژه در دهه دوم سلطنتش، دوران شکوفايی تعزيه هم به سر آمد. سوگواری‌های ماه محرّم محدود شد و ممنوعیت‌های
متعددی به‌وجود آمد و به‌تدریج برگزاری رسمی مجالس تعزیه متوقف شد، اما اجرای آن در روستاها کمابیش ادامه یافت. رضاخان به دلايل سياسی و شاید کینه‌ای که به سنت‌های مذهبی ايران داشت، برگزاری تعزيه و هر نوع مراسم مذهبی را در ايران ممنوع اعلام کرد تا تعزيه از تکيه دولت و ديگر حسينيه ها و نمايشخانه‌هايی با آن عظمت و شکوه به پهنه روستاها و شهرهای کوچک رانده شود‌.
در دوره پهلوی دوم (1320-1357ش)، پرویز صیاد از 1338ش تا 1349ش چند مجلس تعزیه را بر روی صحنه نمایش (تئاتر) آورد. در 1355ش، «مجمع بین‌المللی تعزیه»، با شرکت و سخنرانیِ بسیاری از صاحب‌نظران و تعزیه‌شناسان ایرانی و خارجی در شیراز برگزار شد و در آن مجمع، تعزیه‌هایی نیز به اجرا در آمد.

تعزیه‌نامه (یا «مجلس»، «نسخه»، «شبیه‌نامه»، «نسخه تعزیه»):
صرف‌نظر از كتاب‌های تاریخ و مَقتَل، منظومه‌های حماسی – مذهبی درباره شهادت امام علی ، امام حسین و مصائب اهل بیت (علیهما ‌السلام)، از مهم‌ترین منابع تعزیه‌نامه‌هاست. برخی از منظومه‌های مهم حماسی – مذهبی را می توان نسخه های زیر نا م برد:
1. خاوران نامه از ابن‌حسم قهستانی خوسفی كه سرودن آن در 830 خاتمه یافت است،
2. حمله حیدری سروده میرزا محمد رفیع‌خان باذل مشهدی (متوفی 1124)،
3. سروده‌های مذهبی محتشم كاشانی، وصال شیرازی شمس‌الدین محمدكاتبی.
ظاهراً مهم‌ترین منبع تعزیه‌نامه‌ها كتاب منثور روضة‌الشهداء نوشته كمال واعظ كاشفی سبزواری (متوفی 910) است، زیرا مطالب برخی از تعزیه‌نامه‌ها شباهت‌‌های فراوانی با مطالب این كتاب دارد.
تعزیه‌نویس‌ها در آغازِ كار اشعار تعزیه را در "بیاض " می‌نوشتند. هر دفتر شامل یك یا چند "مجلس" تعزیه بود. تعزیه‌خوانان معمولاً به تناسب ایام ‌برای هر روز موضوع و مجلس ویژه‌ای داشتند. در بعضی نقاط، برای امامزاده‌های محلی نیز مجالس تعزیه نوشته و اجرا می‌شده است. تعزیه‌گردانان برای اجرای تعزیه، متن هر یك از تعزیه‌خوانان را در نسخه‌‌ای جداگانه می‌نوشتند. این نسخه‌ها را " فرد " نیز گفته‌اند.
در نسخه‌های تعزیه، گاه شیوه گفتگو و نحوه ورود و خروج تعزیه‌خوانان به میدان تعزیه مشخص شده است.
كاتبان تعزیه‌نامه‌ها معمولاً نسخه‌ها را با التماس دعا و طلب فاتحه از تعزیه‌خوان به پایان می‌رساندند. گاه تعزیه‌نویس نام خود را   "كلب آستان علی(علیه‌السلام)"، "كاتب الحروف"، "حَرَّرَهُ..." و "رَقَمَ…" می‌نوشت.
تعزیه‌نامه‌ها منظوم بوده و اشعار آن‌ها در انواع قالب‌های شعری و بیشتر وزن‌های عروضی و به ندرت بحر طویل، سروده شده‌اند. در آغاز، زبان این متون گاه عامیانه و محاوره‌ای بود،‌اما به‌تدریج ارزش‌های ادبی یافت.
خاورشناسان و نمایندگان دولت‌های اروپایی در ایران، بیشترین سهم را در شناسایی و گردآوری تعزیه‌نامه‌ها داشته‌اند.
برخی احتمال داده‌اند كه "جُنگ شهادت" قدیمی‌ترین تعزیه‌نامه تاریخ‌دار است. اگر تاریخ مكتوب برخی از نسخ تعزیه‌نامه‌ها قابل اعتماد باشد،‌می‌توان گفت كه یكی از كهن‌ترین نمونه‌های آن‌ها در 1133 نوشته شده است.


تعزیه و موسیقی:
چون شیوه بیان حوادث در تعزیه مبتنی بر آواز بود، معمولاً تعزیه‌خوانان با مقام‌ها و گوشه‌های موسیقی ایرانی آشنایی داشتند.از این رو تعزیه را یکی از مهم‌ترین عوامل حفظ بخشی از نغمات موسیقی ایرانی دانسته‌اند. در هر تعزیه ممكن بود اشعار در گوشه‌ها و دستگاه‌های متعددی خوانده شود، البته در سؤال و جواب‌ها لازم بود كه تناسب مقام‌ها رعایت شود.

ارتباط میان تعزیه و موسیقی تنها از طریق آواز نبوده است، بلكه سازهای موسیقی نیز در مجالس تعزیه به‌كار می‌رفت، چنان‌كه گاه پیش از آغاز تعزیه و به جای " پیش‌خوانی " با نواختن برخی سازها، مانند شیپور، طبل، دُهُل، كَرنا، سُرنا، نی‌لبك، نی، قره‌نی، نقاره و سِنج، تماشاگران را برای شنیدن و دیدن تعزیه آماده می‌كردند.
در صحنه‌های فاقد گفتگو، مثل صحنه‌های مسافرت یا نبرد یا در وقفه‌های میان جریان نمایش (آكسیون‌ها)، نیز از ساز استفاده می‌شد. در تعزیه معمولاً هر یك از سازها كاربرد خاصی داشتند، مثلاً هنگام ورود اشخاص و شروع جنگ‌ها طبل می‌زدند و هنگام وقوع صحنه‌های حزن‌آلود شیپور و قره‌نی می‌نواختند.
موسیقی تعزیه موجب حفظ و تداوم بسیاری از نغمه‌ها و قطعات موسیقی سازی و آوازی ایران شد و از سوی دیگر، این موسیقی را در مراتب مختلف تحت‌تأثیر عمیق موسیقی تعزیه وجود دارد.


غم نامه تعزیه :
اگر تعزیه غمنامه باشد، اين است غمنامه تعزیه، که به سير عاميانه و مذهبی خود برگشت.
در دوران «محمدرضاشاه» نيز اگر چه تعزیه باز به ميان شهرهای بزرگ بازگشت، ولی هرگز نتوانست جايگاه از دست رفته خود را بازيابد.
«تکيه دولت» در پی بازیهای سياسی، ويران شده بود و مردم گرفتار سرگرمی های تازه و پرهیاهو شدند و دیگر تعزیه را از یاد بردند و اگرچه پس از پیروز ی انقلاب اسلامی ، اندکی تلاش برای اجرای این نمایش‌ها‌، در گوشه و کنار شهر به چشم می خورد اما هرگز تعزیه به جایگاه بلند و شکوهمند گذشته خود باز نگشت. تعزیه خوان ها ، یک به یک در تنهایی و فراموش شدگی‌و از همه مهم تر فقر شدید مالی، دار فانی را وداع می گویند و تنها خاطره ای از گذشته‌ها‌ی تاریخی این هنر اصیل و روحانی آن درذهن ها باقی می گذارند. زیرا که به گفته معین‌البکاء تعزیه ایران‌، مرحوم هاشم فیاض‌:‌« اين حقيقت تلخی است كه خارجی‌ها بيشتر به تعزيه ما اهميت می‌دهند . در اين جا گويی تعزيه‌خوانان دشمن دارند. تعدادی می‌خواهند اين هنر بومی را از بين ببرند و کوچکترین غفلتی باعث از دست رفتن آن خواهد شد».

نویسنده مقاله : صبا رادمان

 منبع مقاله:

http://www.theater.ir/article.aspx?id=16612    


پي‌نوشت:
1- ‌ Trinidad
2- بلوکباشی، 1381ش، ص4.
3- Anne Marie Schimmel ص 297.
4- Trinidad
5- تاريخ طبري ترجمه پاينده - نشر اساطير- 1362
6- تعزيه در ايران- صادف همايوني- نشر نويد- 1368
7-تعزیه در ایران؛ تعزیه هنر بومى پیشرو در ایران؛
8- دایرة المعارف فارسى (1 و 2)
9-کتاب دایرة المعارف تشیع، ج 4، ص 440
10- سفرنامه تاورنیه ، ترجمه ابوتراب نوری – با تجدید نظر دکتر حمید شیرانی – چاپ دوم – 1336- ص414
11- نمایش در ایران – بهرام بیضایی – چاپ دوم – 1379- نشر روشنگران- ص 114و 122
12- Benjamin-persia and Persians- چاپ لندن – 1887
13- خبرگزاری قرآنی ایران- گفت و گو با مرحوم هاشم فیاض – 14 و15 بهمن 1385

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:34  توسط پژوهشگر  | 

تمام جوامع بشري داراي عقايد و مراسمي می باشند كه مي‏توان آن را تحت عنوان كلي «مذهب و رفتار مذهبي» در مفهوم عام طبقه‏بندي كرد.

در مراسم مذهبي و ديني جوامع مختلف معمولاً امور مقدس از غير مقدس تفكيك و مراسم به صور مختلف به نيروهاي فرا طبيعي ارتباط داده مي‏شود. اين چنين مراسمي در كليه جوامع در سطوح مختلف توسعه، اعم از توسعه يافته، در حال توسعه، توسعه نيافته و جوامع ابتدايي و بدوي مشاهده مي‏شود.

با توجه به تفاوت‏هاي فرهنگي جامعه‏هاي مختلف در آئين‏ها و مراسم مذهبي تفاوت‏هايي نيز مشاهده مي‏شود ولي تشابهات آنها كه ارتباط رفتار با امور مقدس و فرا طبيعي است موجب مي‏گردد كه اين نوع رفتارها در قالب و چهار چوب خود تيپ بندي شوند.

كشور ايران به عنوان يك كشوري مذهبي در طول تاريخ و در پهنه جغرافيايي فعلي، رفتارها و آئين‏هاي مذهبي گوناگونی در مناطق مختلف آ ن وجود دارد كه وجه مشخصة آن صبغه شيعي – اسلامي و ملي (قومي)آن است،دراستان آذربايجان شرقي نيزاين نوع مراسم با جلوه هاي خاص خودبرگزارمي شودكه ازنظرمیراث معنوی و  صنعت گردشگري حائز اهميت است.

مراسم و مناسك گذر

در همه جوامع بشري مراسم و مناسك خاصي به منظور برگزاري مراحل مهم زندگي يا گذشتن از مرحله‏اي براي ورود به مرحله ديگر انجام مي‏شود كه در اصطلاح مردم شناسي به آن مناسك گذر (Rites of passage) گفته مي‏شود.

مقدمه :براساس نظر وان ژنه (Van Gennep)

 (1957-1883) مردم شناس شهير فرانسوي و ارايه كنندة نظريه مناسك گذر، اين مناسك در همه جوامع داراي سه مرحله است :

1. مرحله جدايي (Seperation)

2. مرحله انتقال (Transition)

3. مرحله پيوستن (Incorporation)

مراحل سه گانه مذكور بيشتر در واقعه‏هاي مهم زندگي يك فرد مانند تولد، بلوغ، ازدواج و مرگ مشاهده مي‏شود.

مراحل و مناسك گذر در ايران نيز با توجه به ويژگي‏هاي خاص هر منطقه با تفاوت‏هايي برگزار مي‏شود ولي در ساختارهاي مراسم با توجه به مشتركات فرهنگي، تشابهاي فراواني نيز مشاهده مي‏شود:

 الگوهاي نمادين مراسم گذر آن دسته از الگوهايي هستند كه عمدتاً كاركرد آشناسازي دارند و فرد را براي گذار از يك مرحلة زندگيش به مرحلة ديگر آماده كرده و وي را با كيفيت مرحلة نوين و وظايف جديدش آشنا مي‏سازند. به طور كلي در زندگي يك فرد چهار مرحلة اصلي گذار وجود دارد.

 نخست مرحلة تولد، دوم مرحلة بلوغ، سوم ازدواج و سرانجام مرگ. مسلماً درك اين نكته كه بر جسم انسان رواني آگاه و ناظر به اعمال وجود دارد بر پيچيدگي مراسم گذار به ويژه مرحلة آخر آن مي‏افزايد. با اين حال مفصل‏ترين الگوها متعلق به مراسم ازدواج هستند كه فرد را با زندگي جديدش در قالب فردي كه خود نگهداري فردي ديگر را تعهد مي‏كند، آشنا مي‏سازند.اين مراسم عموماً باتفاوت هايي دركليه جوامع وباعنايت به توالي مناسك گذر،اين مناسك ومراسم دراستان به ترتيب اشاره ومراسم مربوط ذكرمي گردد، درمناطق مختلف شهري وروستائي ديده مي شود.

آئين ها ومراسم بوم شناسي

درجوامع مختلف شهري دشوارهاي تطبيق با محيط زيست موجب شده كه در تبيين آنها مردم از ديدگاههاي فراطبيعي خود ياري مي‏جويند. شيوة مقابله با اين پديده‏هاي طبيعي همواره در چار چوب آيينهايي صورت مي‏گرفته كه به آن آئين ها ومراسم بوم شناختي مي گويند. اين آيينها در دو گروه از يكديگر تفكيك مي‏شوند.

1- آيين‏هاي موسمي ـ معشيتي كه در جريان فعاليتهاي كشاورزي و دامداري صورت مي‏گيرند.

2- آيينهايي كه به قصد رفع بلا و مصيبتي انجام مي‏شوند و گونه‏اي از توسل به نيروهاي فراطبيعي هستند.

آيين‌ها و مراسم مذهبي

آئين هاومراسم مذهبي مختلف در آذربايجان شرقي در طول يكسال قمري برگزار مي‏گردد. بررسي اجمالي اين مراسم از اولين ماه سال قمري يعني محرم آغازو به ترتيب توالي ماههاي قمري اشاره مي‏شود.

دهة عزاداري ماه محرم :

  در ايام عزاداريهاي امام حسين (ع) در هر يك از شهرها و روستاهاي آذربايجان شرقي  آيينهاي متعددي برگزار مي‏شود و در هر يك از اين مراسم و آئين‏ها تلاش مي‏شود گوشه‏اي از قيام امام حسين (ع) به نحوي بازسازي و تجلي پيدا كند. كه به اهم آنها فهرست‏وار اشاره مي‏ گردد.

الف :  شبيه خوانان، افراد و شخصيتهاي تاريخي را باز مي‏نمايانند.

ب :گل مالان نشانة عزاداراني هستند كه خاك ماتم بر سر ريخته‏اند.

پ: تشنه لبان كساني هستند كه در جستجوي آب به هر گوشه‏اي مي‏روند.

ت : طشت آب نشانة آب فرات است كه شيرين و گوار است و اما دور از دسترس امام حسين (ع)وياران او.

ث : شمع افروزان خاطرة شمع افروزي امام حسين (ع) را براي صحبت با يارانش زنده مي‏كنند.

آيينهاي محرم از نمادي‏ترين آيينهاي مذهبي در آذربايجان هستند كه تك تك اجزا و عناصر آنها در جامعه وافراد نهادينه شده است.

 آيينها و مراسم دهم ماه محرم رادرآذربايجان را مي‏توان به قرار زير از يكديگر تفكيك كرد.

سينه زني و زنجير زني : در ايام عزاداري امام حسين (ع) در تمام شهرها و روستاها آذربايجان شرقي دسته‏هاي سينه زن و زنجير زن در كوچه‏ها و خيابانها به راه مي‏افتند. آنها در حين حركت با هدايت دسته باشي يا كسي كه هدايت دسته را به عهده دارد، اشعار و نوحه‏هايي را مرتب تكرار مي‏كنند. معمولاً هر دستة سينه زن و زنجير زن به يك هيئت عزادار تعلق دارد. دسته‏ها در برخورد با يكديگر، به هم سلام داده و سرانجام همه در مسجد جامع يا بزرگترين حسينيه يا مسجد محل يا شهر جمع مي‏شودند. پوشش افراد عزادار دسته‏ها عمدتاً سياه است.

معمولاً درآذربايجان سينه‏زني و زنجيرزني تا بعد از ظهر عاشورا ادامه دارد و پس از آن، دسته‏ها با علمهاي سرافكنده به گورستان ها يا امامزاده ها يا مزار افرادي كه از او كراماتي ديده شده مي‏روند. در گورستان ها براي ساعتي به نوحه خواني يا سينه زني و زنجير زني مي‏پردازند و پس از آن براي اجراي مراسم شام غريبان به مسجد، حسينيه يا محل تجمع يا حتي هيئتهاي خود باز مي‏گردند.

شام غريبان : در غروب عاشورا هر كدام از هيأت‏هاي عزاداري در مسجد خود جمع شده با خواموش كردن چراغ‏ها ابتداء نوحه خوان ها مرثيه خواني مي‏كنند، سپس دسته‏هاي عزاداري كرده در حالي كه شمع هاي روشن بر محفل آنها تقدس خاصي بخشيده تا نيمه شب عاشورا عزاداري مي‏كنند و در پايان مجلس نيز نوحه خوان مرثيه خوانده و چراغ‏ها را روشن مي‏نمايند. معمولاً در اين زمان از حاضران با چاي و خرما پذيرايي مي‏شود.

شاخسي واخسيshasey vakhsey

 از جمله دسته‏هاي خاص در آذربايجان، دستة شاخسي واخسي است اين دسته كه از دو گروه تشكيل مي‏شود در يك گفتگوي متقابل تكراري به حركت در كوچه‏ها، خيابان و محلات مي‏پردازند. گاه آنها در دو صف روبروي يكديگر مي‏نشينند. محل نشستن يا بيتوتة دسته در جلوي مساجد يا مركز محلات است.

در ابتداي دسته شاخسي واخسي يك نفر به نام دسته باشي حركت مي‏كند و اشعار خاصي را مي‏خواند. بقية عزاداران در حاليكه به رديف با يك دست دامن همديگر را گرفته‏اند و با دست ديگر بر سينه مي‏زنند، حركت مي‏كنند. پس از يك يا دو ساعت، عزاداران به محل تشكيل دسته بازگشته و همگي در محيطي دايره وار مي‏گردند و در آخر با گفتن يا حسين عزاداري را به پايان مي‏بردند.

دسته‏هاي شاخسي و واخسي در روزهاي اول محرم از نوجوانان 7 تا 12 سال تشكيل مي‏شود ولي هر چه تاسوعا و عاشورا نزديك مي‏شوند، افراد بزرگتر بيشتر در دسته حضور پيدا مي‏كنند. تا آنكه در روز عاشورا صبح زود، در برخي از مناطق، دستة شاخسي واخسي پس از طلوع آفتاب كفن پوشيده و به ميدان آمده و عزاداري مي‏كنند.

شبيه خواني : از معمولترين آيينهاي عزاداري حسيني درآذربايجان ، شبيه خواني است. شبيه خواني صورتي از بازسازي وقايع كربلاست كه در آن افراد به شيوه‏اي تجريدي به دو گروه اشقيا و امام خوانها تقسيم مي‏شوند. اشقيا با لباس سرخ و تيره و صداي ناهنجار و امام خوانها با لباس سبز و صدايي دلنشين وقايعي چون شهادت حضرت عباس، حضرت علي اكبر، حضرت قاسم و امام حسين (ع) را به نمايش مي‏گذارند. كيفيت شبيه خواني، اجراي جزئيات، نوع شبيه و نيز روز اجراي آن از منطقه‏اي به منطقة ديگر تفاوت پيدا مي‏كند. با اين حال در بيشتر مناطق كه شبيه خواني وجود دارد شبيه‏ها در آخرين روزهاي عزاداري حسيني اجرا مي‏شوند.

شبيه خواني در برخي از روستاها و شهرهاي آذربايجان از جمله در شهرهاي  هریس ،مرند، تبريز، علمدار گرگر، شبستر و مراغه و هشترود اجرا مي‏شود. شبيه خواني در بسياري از روستاها و شهرهاي آذربايجان شرقي وجود ندارد و افراد آن مناطق براي استفاده از اين مراسم به نقاط ديگر مي‏روند.

ازطرف ديگردرطول برگزاري مراسم عزاداري مردم ازنشانه هاي نمادين به عنوان شبيه استفاده مي كنند كه اهم آنها عبارتنداز:

1. شبيه اسب تير خورده امام حسين (ذوالجناح)

2. شبيه حجله قاسم

3. شبيه گهواره علي اصغر (به صورت خوابانيدن نوزاد شير خواره در گهواره بر روي اين گهواره پول نقد با سنجاق مي‏چسبانند.

4. شبيه پیکر مطهرو تابوت امام حسين  (ع)( خوابانيدن جوانی كفن پوش خونين بر روي تابوت)

5. شبيه خيمه‏هاي امام حسين (ع) (بااستفاده از پارچه‏هاي سفيد و سياه)

6. شبيه اسراء

7. شبيه كجاوه حضرت زينب(ع)

8. شبيه طفلان مسلم بن عقيل

9. شبيه يزيد

10. شبيه شمر

شمع افروزي :

شمع افروزي معمولاً درآذربايجان شرقي در بعد ازظهر تاسوعا انجام مي‏گيرد.  اين مراسم  در شهرستانهاي تبريز، جلفا، مراغه، سراب، مرند با شكوه خاصي برگزارمي شود.

در برخي مناطق گاه گروهي از عزاداران گرد آمده و به 35 تا 40 حسينيه يا مسجد مي‏روند و در مقابل هر يك تعدادي شمع مي‏افروزند و اين را به نشانة آتش افروزي امام حسين (ع) در هنگام وداع با يارانش مي‏دانند، اجرا شود.

 

طشت گذاري : در برخي از شهرستانهاي آذربايجانشرقي مراسمي به نام طشت گذاري برگزار مي‏شود اين مراسم در شهرستان مراغه و اهر از گستردگي زيادي برخوردار است.

گل مالي : در برخي از شهرستانهاي آذربايجانشرقي( مثل مراغه) عزاداران بر سر و روي خود گل ماليده و براي سينه‏زني و زنجير زني مي‏روند.

ذغال مالي : در ايام عزاداري گروهي از عزاداران بر چهرة خود ذغال ماليده و آن را سياه مي‏كنند. اين گروه كه خود را تشنه لبان كربلا مي‏نامند، در محلات شهرها و روستاها گشته و عزاداري مي‏كنند.

بيست و هشتم صفر : در روز بيست و هشتم صفر سالروز رحلت حضرت محمد (ص) و امام حسن (ع) تنها مارسم عزاداري، نوحه خواني و سينه زني برگزار مي‏گردد.

طشت گذاري

در ايام سوگواري امام حسين (ع) مراسم طشت گذاري در مراغه برگزار ميشود . در طي اين مراسم طشت بزرگي را پر از آب كرده و گاه در آن مقداري شكر نذر كرده نيز مي ريزند سپس آن را در مقابل مسجد اصلي ، ميدان يا محل تجمع عزاداران مي نهند ، عزاداران به نشانه بركت و تقدس مقداري از آن ميخورند .

 گل مالي

در شهرستان مراغه عزاداران امام حسين (ع) در ماه محرم بر روي صورت و سر خود گل ماليده و براي سينه زني و زنجير زني ميروند ، مراسم گل مالي در مراغه در روز عاشورا انجام ميشود و گل ماليده از نظر عزاداران نشانه ريختن خاك ماتم و عزا بر سر و روي بازماندگان واقعه كربلاست .

 مراسم علمبندي

در هر يك از محلات شهر مراغه دسته هاي عزاداري در اولين روز ماه محرم نسبت به برپاكردن علم اقدام ميكنند . علم كه به ارتفاع 10 متر است عزاداران و نذرداران نذورات خود را آن بسته در حاليكه سوگواري ميكنند ، علم را برافراشته و در وسط ميدان ميكارند . امروزه علم ها بيشتر فلزي اند . جهت برپاكردن آن از جرثقيل استفاده ميشود بستن علم آغاز مراسم سوگواري است .

علم جوشدي

مراسمي كه در روز عاشورا در برخي از روستاهاي شهرستان اهر برگزار ميشود و در طي آن علم بسيار بلندي برداشته شده و در ميان جمعيت به حركت درآورده ميشود . شبيه اين مراسم در برخي ديگر از شهرستانهاي استان نظير هشترود ، كليبر ، مراغه و … برگزار ميشود .

شبيه گرداني

مراسمي كه در بسياري از نقاط شهري و روستايي شهرستان اسكو برگزار ميشود . شبيه گرداني در روز عاشورا از طريق     راه اندازي شبيه حجله قاسم ، گهواره حضرت علي اصغر در مناطقي از جمله در روستاي صخره اي كندوان برگزار ميشود .

 شمع افروزي

افروختن شمع در روزهاي سوگواري ماه محرم در ايلخچي در شهرستان اسكو به سبب اعتقادات و علايق مردم جلوه خاصي را به مراسم محرم ميدهد . در اين موعد شمع هاي فراوان در جاهاي مختلف افروخته ميشود .

 

پولكه تولاما

مراسمي كه در برخي از نقاط شهرستان مراغه از جمله روستاي فرج آباد در اولين ساعات روز عاشورا ( ساعت يك شب ) برگزار ميشود و در طي آن مردم روستا در خرمن گاه روستا در حاليكه گروه موسيقي ( طبل و سنج و قره ني ) مينوازند ضمن برافروختن مشعل و چرخانيدن آن در هوا مراسمي را برگزار ميكنند .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 17:6  توسط پژوهشگر  | 

مراسم ماه محرم سرشاراز نشانه های نمادین است ، که دردسته گردانی ها، درتعزیه (شبیه) خوانی ها ودردیگر آیین هاورسم های معمول ، درصورتهای گوناگون ودرقالب های شیئ ، حرکت ورفتار ، رنگ ، صدا ، کلام ، زمان ، مکان ، شخصیت ومانند اینها جلوه می نمایند .

نشانه های نمادین ، گاهی در قالب کلیت یک رسم می نشینند ودرمواردی جانمایه اعتقادی رسم یا مراسم ، درپیوند با یک آرمان ، هدفمند واندیشیده دراین کالبد نمادین قرار می گیرد .

ازاین گونه اند توق (توغ)، علم ، انواع بیرق (بایداق) = پرچم ها، شمعدانها وچراغهای گردسوزو...درکلیت نمایشی آن وبا محتوای گوناگون نمادین درموزه مردم شناسی محرم تبریز به نمایش گذاشته شده است.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 21:27  توسط پژوهشگر  | 

نشانه های فرهنگی طیف وسیعی از ساده تا پیچیده را در بر می گیرند ونماد ، در کل ، صورت پیچیده نشانه فرهنگی است . نماد اغلب هاله ای از تقدس مذهبی واسطوره ای برگرد خود دارد وبا بنیادهای فرهنگ ودوردست های تاریخ زندگی انسان مربوط می شود.

نمادها آیینه ای هستند که ازورای تاریخ ، تصویر حوادثی را برما آشکار می سازند.

درجایی که لازم نیست کسی سخن بگوید ، نه شعری ، نه سرودی ، نه مرگی ، نمادها به کمک می آیند  تا با زبان بی زبانی سخن گویند وروایتی از آن حادثه را همراه با فرهنگ و ارزش هایش به زمان ما و نسل آینده منتقل نمایند....

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 21:24  توسط پژوهشگر  | 

واما درباره نماد ونشانه های نمادین آنچه که می توان گفت این است که نشانه یعنی آنچه که ما را از خود آن چیز فراتر ببرد وبه چیز دیگر برساند.

نشانه ، هدایتگر ما به چیزی جز خود آن چیز است . نشانه ممکن است طبیعی یا قراردادی باشد ، اما نشانه ای

که اینجا مورد نظر است ، نشانه فرهنگی است . قراردادی است نانوشته وبه دفتر نیامده ، بین همه افرادی که به یک فضای فرهنگی معین تعلق دارند ...

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 21:22  توسط پژوهشگر  | 

مراسم و آیین ها ، عناصر اصلی فرهنگ سیالی هستند که به تبع کیفیت خود ، با همه اجزای مجموعه درتماسند وفرهنگ وجامعه را استواری و استحکام می بخشند. مراسم محرم در کنش متقابل خود با مجموعه فرهنگ ، عناصر نمادین آن را به خود گرفته و آنها را ازاندیشه پیشگام شیعه سرشار ساخته وباز به فرهنگ مردم بازپس داده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 21:20  توسط پژوهشگر  |